تبلیغات
من و آقاییم
 
من و آقاییم
دوشنبه 22 آبان 1396 :: نویسنده : elaref *




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 6 آبان 1396 :: نویسنده : elaref *




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1 آبان 1396 :: نویسنده : elaref *
امشب دلم خیلی گرفته
هرچی به گذشته فکر میکنم
حس میکنم که همش یه خواب بوده
یه رویای خوب
باورم نمیشه که تو زندگیم بودی و الان دیگه ندارمت




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1 آبان 1396 :: نویسنده : elaref *
سعدیا گفتی که مهرش می رود از دل ولی
مهر رفت
و ماه #آبان نیز آرامم نکرد...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1 آبان 1396 :: نویسنده : elaref *
بالاخره صفرش باز شد
ولی این ده ماه به همین اسونیا نگذشت
ده ماه برای یه عمر گذشت
نه از سختی خدمتا نه بخاطر رفتنت
از هرکی بپرسی میگه بهت اموزشی از سخترین روزای خدمته
تو مشگین شهر اونم برج ده وسط سرما
برام اینقدر سخت نگذشت که برج شیش توی خونه خودم برام گذشت
خدمت نبود که سخت بود
نبود تو پیرم کرد
من ی بار زمین خوردم ولی پاشدم
با تو از زمین کنده شدم
تو اسمونا بودم که دستمو ول کردی
وقتی خوردم زمین ...
ولش کن همه میمیرن
یه سریا عمودی یه سریام افقی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 18 شهریور 1396 :: نویسنده : elaref *
ﺑﯽ ﺗﻮ ، ﻣﻬﺘﺎﺏ ﺷﺒﯽ ﺑﺎﺯ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﮔﺬﺷﺘﻢ
ﻫﻤﻪ ﺗﻦ ﭼﺸﻢ ﺷﺪﻡ ﺧﯿﺮﻩ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﻮ ﮔﺸﺘﻢ
ﺷﻮﻕ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﺷﺪ ﺍﺯ ﺟﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻡ
ﺷﺪﻡ ﺁﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ !
ﺩﺭ ﻧﻬﺎﻧﺨﺎﻧﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﮔﻞ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺩﺭﺧﺸﯿﺪ
ﺑﺎﻍ ﺻﺪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺧﻨﺪﯾﺪ
ﻋﻄﺮ ﺻﺪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﭘﯿﭽﯿﺪ
ﯾﺎﺩﻡ ﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﺷﺒﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ
ﭘﺮ ﮔﺸﻮﺩﯾﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺧﻠﻮﺕ ﺩﻟﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﮔﺸﺘﯿﻢ
ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﺮ ﻟﺐ ﺁﻥ ﺟﻮﯼ ﻧﺸﺴﺘﯿﻢ
ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﺭﺍﺯ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﺳﯿﺎﻫﺖ
ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﺤﻮ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﻧﮕﺎﻫﺖ
ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺻﺎﻑ ﻭ ﺷﺐ ﺁﺭﺍﻡ
ﺑﺨﺖ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍﻡ
ﺧﻮﺷﻪ ﻣﺎﻩ ﻓﺮﻭ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺩﺭ ﺁﺏ
ﺷﺎﺧﻪ ﻫﺎ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻪ ﻣﻬﺘﺎﺏ
ﺷﺐ ﻭ ﺻﺤﺮﺍ ﻭ ﮔﻞ ﻭ ﺳﻨﮓ
ﻫﻤﻪ ﺩﻝ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻪ ﺁﻭﺍﺯ ﺷﺒﺎﻫﻨﮓ
ﯾﺎﺩﻡ ﺁﯾﺪ : ﺗﻮ ﺑﻤﻦ ﮔﻔﺘﯽ :
ﺍﺯﯾﻦ ﻋﺸﻖ ﺣﺬﺭ ﮐﻦ !
ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﭼﻨﺪ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺁﺏ ﻧﻈﺮ ﮐﻦ
ﺁﺏ ، ﺁﺋﯿﻨﺔ ﻋﺸﻖ ﮔﺬﺭﺍﻥ ﺍﺳﺖ
ﺗﻮ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ
ﺑﺎﺵ ﻓﺮﺩﺍ ، ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺑﺎ ﺩﮔﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ
ﺗﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨﯽ ، ﭼﻨﺪﯼ ﺍﺯﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺳﻔﺮ ﮐﻦ !
ﺑﺎ ﺗﻮ ﮔﻔﺘﻨﻢ :
ﺣﺬﺭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ؟
ﻧﺪﺍﻧﻢ
ﺳﻔﺮ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ؟
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺘﻮﺍﻧﻢ
ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﮐﻪ ﺩﻝ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺗﻤﻨﺎﯼ ﺗﻮ ﭘَﺮ ﺯﺩ
ﭼﻮﻥ ﮐﺒﻮﺗﺮ ﻟﺐ ﺑﺎﻡ ﺗﻮ ﻧﺸﺴﺘﻢ
ﺗﻮ ﺑﻤﻦ ﺳﻨﮓ ﺯﺩﯼ ، ﻣﻦ ﻧﻪ ﺭﻣﯿﺪﻡ ، ﻧﻪ ﮔﺴﺴﺘﻢ
ﺑﺎﺯ ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ : ﺗﻮ ﺻﯿﺎﺩﯼ ﻭ ﻣﻦ ﺁﻫﻮﯼ ﺩﺷﺘﻢ
ﺗﺎ ﺑﻪ ﺩﺍﻡ ﺗﻮ ﺩﺭﺍﻓﺘﻢ ، ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﮔﺸﺘﻢ ﻭ ﮔﺸﺘﻢ
ﺣﺬﺭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻧﺪﺍﻧﻢ
ﺳﻔﺮ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺘﻮﺍﻧﻢ ، ﻧﺘﻮﺍﻧﻢ … !
ﺍﺷﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﺎﺧﻪ ﻓﺮﻭ ﺭﯾﺨﺖ
ﻣﺮﻍ ﺷﺐ ﻧﺎﻟﺔ ﺗﻠﺨﯽ ﺯﺩ ﻭ ﺑﮕﺮﯾﺨﺖ !
ﺍﺷﮏ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﻟﺮﺯﯾﺪ
ﻣﺎﻩ ﺑﺮ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺧﻨﺪﯾﺪ
ﯾﺎﺩﻡ ﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﺩﮔﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﻧﺸﻨﯿﺪﻡ
ﭘﺎﯼ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﻦ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﮐﺸﯿﺪﻡ
ﻧﮕﺴﺴﺘﻢ ، ﻧﺮﻣﯿﺪﻡ
ﺭﻓﺖ ﺩﺭ ﻇﻠﻤﺖ ﻏﻢ ، ﺁﻥ ﺷﺐ ﻭ ﺷﺒﻬﺎﯼ ﺩﮔﺮ ﻫﻢ
ﻧﻪ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﺩﮔﺮ ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻖ ﺁﺯﺩﻩ ﺧﺒﺮ ﻫﻢ
ﻧﻪ ﮐﻨﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﮔﺬﺭ ﻫﻢ !
ﺑﯽ ﺗﻮ ، ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﮔﺬﺷﺘﻢ
ﻓﺮﯾﺪﻭﻥ ﻣﺸﯿﺮﯼ




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 شهریور 1396 :: نویسنده : elaref *
دیشب خواب دیدم ک زنگ زدی
یعنی شک نداشتم ب این ک فقط ی خوابه
مطمعن بودم
بدون هیچ سلام و علیکی فقط گفتی
عارف
منم با این ک میدونستم خوابه بغضم ترکیدو شرو کردم ی نفس
الهه کجا بودی این همه مدت
چرا ی خبر ندادی
دلم داشت میترکید دیگه
خونوادت ک چیزی بهت نگفتن 
حالت چطوره
خوبی؟
اذیتت ک نکردن 
خونوادت باهات چطورن
اخر چه جوابی ب اون خونوادهه دادن 
الهه 
الهه ی جوابی بهم بده
الهه الهه الهه
وقتی چشامو باز کردم
دلم نمیخواست ک باور کنم همش ی خواب بود
کاش ی سلام میکردی
دلم برای صدات تنگ شده بود




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 27 مرداد 1396 :: نویسنده : elaref *
اصلا اسمشم سنگینه
نمیگذره هرکاریش ک میکنی
کلا دقیقه هاشم مسخرت میکنن
هر دقیقش یک ساعت طول میکشه تا بگذره
هر دقیقش مثل اخرین لحظه زندگیته
تمام خاطراتت از جلوی چشمات میگذره
با این تفاوت ک اینجا جون نمیکنی و هر لحظشو زنده ای
جمعه یک سره زیر گوشت میخونه ک چیزی بنویس
خودکارت رو بگیر
ی تیکه کاغذ اون کناره
ازش بنویس
بنویس
ولی دیگه خستم
دلم تاب نوشتن رو نداره
نوشتهای گذشتمون رو میخونم
یادم میره نبودنت
راستی
تولدت مبارک




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 مرداد 1396 :: نویسنده : elaref *
با امروز شده 29 روز
نمیدونم چطور اینقدر کمه
تا همین الان الان ک میخاستم بشمورم فکر میکردم یکی دو ماهی شده باشه
اخه خیلی سخت گذشت
روزای اول ک اصلا نمیگذشت
همش ب این فکر میکردم ی جوری پیدات کنم باهات حرف بزنم
ولی تو راهتو انتخاب کرده بودی
منم چاره ای جز قبول کردنش ندارم
شبای اول خوابم نمیبرد شبا خیلی درد داشتن
باز روزارو ی کاریش میکردم
بهم دست میزدن یا ی تو میگفتن پاچه میگرفتم
خیلی سعی کردم ک گریه نکنم و همه چیو قبول کنم ولی شبا
اخ ک این شب چ ب روز ادم میاره
خیلی دلم خواست ک دست ب قلم شم چیزی بنویسم
بگم ک برام مهم نیست و از اول زندگی رو شرو میکنم ولی نشد
یعنی نتونستم
دلم نمیخواست با نوشتهام ی عمر خاطره خوش رو از بین ببرم
برعکس وبلاگ قبلیم اینجا احساس ارامش میکنم وقتی پستاتو میخونم ...
ولش کن 
خیلی دلم میخواد ک الان خوش بخت باشی و زندگیتون خوب باشه
کلی حرف تو دلمه ولی خب چ فایده
بیخیال
خداحافظ




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 26 تیر 1396 :: نویسنده : elaref *
ی جاهایی هست ک خیلی توش خاطرست ی جاهایی هست ک از کنارش ک رد میشی یاد خیلی از خاطراتت میوفتی این جاها خیلی عذاب اورن
اره این شد سرانجام چهار سال زندگی 
اخر همه چی اخر زندگی
ولی چ مسکنی بهتر از جاده و سیگارت و اهنگایی ک فرستادی
خوش بخت شین




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 28 خرداد 1396 :: نویسنده : elaref *
یادش بخیر
ساعت 20:20 ❤
وقتی ازم دلخوری و میگم بگو دوســــم داری...!! ❤
خودت این اسکرین شاتُ برام فرستاده بودی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 27 خرداد 1396 :: نویسنده : elaref *
تو را می‌خواهم 
برای پنجاه سالگى
شصت سالگی
هفتاد سالگی
تو را می‌خواهم 
برای خانه‌ای که تنهاییم
تو را می‌خواهم برای چای عصرانه
تلفن‌هایی که می‌زنند و جواب نمی‌دهیم
تو را می‌خواهم برای تنهایی
تو را می‌خواهم وقتی باران است
برای راه‌پیمایى آهسته‌ی دوتایی
نیمکت‌های سراسر پارک‌های شهر
برای پنجره‌ی بسته
و وقتی سرما بیداد می‌کند
تو را می‌خواهم
برای پرسه زدن‌های شب عید
نشان كردن یك جفت ماهی قرمز
تو را می‌خواهم
برای صبح
برای ظهر
برای شب
برای همه‌ی عمر
❤❤❤❤❤❤




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 خرداد 1396 :: نویسنده : elaref *




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 14 خرداد 1396 :: نویسنده : elaref *




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 11 خرداد 1396 :: نویسنده : elaref *




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :