تبلیغات
من و آقاییم
 
من و آقاییم
شنبه 18 شهریور 1396 :: نویسنده : elaref *
ﺑﯽ ﺗﻮ ، ﻣﻬﺘﺎﺏ ﺷﺒﯽ ﺑﺎﺯ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﮔﺬﺷﺘﻢ
ﻫﻤﻪ ﺗﻦ ﭼﺸﻢ ﺷﺪﻡ ﺧﯿﺮﻩ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﻮ ﮔﺸﺘﻢ
ﺷﻮﻕ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﺷﺪ ﺍﺯ ﺟﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻡ
ﺷﺪﻡ ﺁﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ !
ﺩﺭ ﻧﻬﺎﻧﺨﺎﻧﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﮔﻞ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺩﺭﺧﺸﯿﺪ
ﺑﺎﻍ ﺻﺪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺧﻨﺪﯾﺪ
ﻋﻄﺮ ﺻﺪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﭘﯿﭽﯿﺪ
ﯾﺎﺩﻡ ﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﺷﺒﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ
ﭘﺮ ﮔﺸﻮﺩﯾﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺧﻠﻮﺕ ﺩﻟﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﮔﺸﺘﯿﻢ
ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﺮ ﻟﺐ ﺁﻥ ﺟﻮﯼ ﻧﺸﺴﺘﯿﻢ
ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﺭﺍﺯ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﺳﯿﺎﻫﺖ
ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﺤﻮ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﻧﮕﺎﻫﺖ
ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺻﺎﻑ ﻭ ﺷﺐ ﺁﺭﺍﻡ
ﺑﺨﺖ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍﻡ
ﺧﻮﺷﻪ ﻣﺎﻩ ﻓﺮﻭ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺩﺭ ﺁﺏ
ﺷﺎﺧﻪ ﻫﺎ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻪ ﻣﻬﺘﺎﺏ
ﺷﺐ ﻭ ﺻﺤﺮﺍ ﻭ ﮔﻞ ﻭ ﺳﻨﮓ
ﻫﻤﻪ ﺩﻝ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻪ ﺁﻭﺍﺯ ﺷﺒﺎﻫﻨﮓ
ﯾﺎﺩﻡ ﺁﯾﺪ : ﺗﻮ ﺑﻤﻦ ﮔﻔﺘﯽ :
ﺍﺯﯾﻦ ﻋﺸﻖ ﺣﺬﺭ ﮐﻦ !
ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﭼﻨﺪ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺁﺏ ﻧﻈﺮ ﮐﻦ
ﺁﺏ ، ﺁﺋﯿﻨﺔ ﻋﺸﻖ ﮔﺬﺭﺍﻥ ﺍﺳﺖ
ﺗﻮ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ
ﺑﺎﺵ ﻓﺮﺩﺍ ، ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺑﺎ ﺩﮔﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ
ﺗﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨﯽ ، ﭼﻨﺪﯼ ﺍﺯﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺳﻔﺮ ﮐﻦ !
ﺑﺎ ﺗﻮ ﮔﻔﺘﻨﻢ :
ﺣﺬﺭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ؟
ﻧﺪﺍﻧﻢ
ﺳﻔﺮ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ؟
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺘﻮﺍﻧﻢ
ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﮐﻪ ﺩﻝ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺗﻤﻨﺎﯼ ﺗﻮ ﭘَﺮ ﺯﺩ
ﭼﻮﻥ ﮐﺒﻮﺗﺮ ﻟﺐ ﺑﺎﻡ ﺗﻮ ﻧﺸﺴﺘﻢ
ﺗﻮ ﺑﻤﻦ ﺳﻨﮓ ﺯﺩﯼ ، ﻣﻦ ﻧﻪ ﺭﻣﯿﺪﻡ ، ﻧﻪ ﮔﺴﺴﺘﻢ
ﺑﺎﺯ ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ : ﺗﻮ ﺻﯿﺎﺩﯼ ﻭ ﻣﻦ ﺁﻫﻮﯼ ﺩﺷﺘﻢ
ﺗﺎ ﺑﻪ ﺩﺍﻡ ﺗﻮ ﺩﺭﺍﻓﺘﻢ ، ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﮔﺸﺘﻢ ﻭ ﮔﺸﺘﻢ
ﺣﺬﺭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻧﺪﺍﻧﻢ
ﺳﻔﺮ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺘﻮﺍﻧﻢ ، ﻧﺘﻮﺍﻧﻢ … !
ﺍﺷﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﺎﺧﻪ ﻓﺮﻭ ﺭﯾﺨﺖ
ﻣﺮﻍ ﺷﺐ ﻧﺎﻟﺔ ﺗﻠﺨﯽ ﺯﺩ ﻭ ﺑﮕﺮﯾﺨﺖ !
ﺍﺷﮏ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﻟﺮﺯﯾﺪ
ﻣﺎﻩ ﺑﺮ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺧﻨﺪﯾﺪ
ﯾﺎﺩﻡ ﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﺩﮔﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﻧﺸﻨﯿﺪﻡ
ﭘﺎﯼ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﻦ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﮐﺸﯿﺪﻡ
ﻧﮕﺴﺴﺘﻢ ، ﻧﺮﻣﯿﺪﻡ
ﺭﻓﺖ ﺩﺭ ﻇﻠﻤﺖ ﻏﻢ ، ﺁﻥ ﺷﺐ ﻭ ﺷﺒﻬﺎﯼ ﺩﮔﺮ ﻫﻢ
ﻧﻪ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﺩﮔﺮ ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻖ ﺁﺯﺩﻩ ﺧﺒﺮ ﻫﻢ
ﻧﻪ ﮐﻨﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﮔﺬﺭ ﻫﻢ !
ﺑﯽ ﺗﻮ ، ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﮔﺬﺷﺘﻢ
ﻓﺮﯾﺪﻭﻥ ﻣﺸﯿﺮﯼ




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 شهریور 1396 :: نویسنده : elaref *
دیشب خواب دیدم ک زنگ زدی
یعنی شک نداشتم ب این ک فقط ی خوابه
مطمعن بودم
بدون هیچ سلام و علیکی فقط گفتی
عارف
منم با این ک میدونستم خوابه بغضم ترکیدو شرو کردم ی نفس
الهه کجا بودی این همه مدت
چرا ی خبر ندادی
دلم داشت میترکید دیگه
خونوادت ک چیزی بهت نگفتن 
حالت چطوره
خوبی؟
اذیتت ک نکردن 
خونوادت باهات چطورن
اخر چه جوابی ب اون خونوادهه دادن 
الهه 
الهه ی جوابی بهم بده
الهه الهه الهه
وقتی چشامو باز کردم
دلم نمیخواست ک باور کنم همش ی خواب بود
کاش ی سلام میکردی
دلم برای صدات تنگ شده بود




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 27 مرداد 1396 :: نویسنده : elaref *
اصلا اسمشم سنگینه
نمیگذره هرکاریش ک میکنی
کلا دقیقه هاشم مسخرت میکنن
هر دقیقش یک ساعت طول میکشه تا بگذره
هر دقیقش مثل اخرین لحظه زندگیته
تمام خاطراتت از جلوی چشمات میگذره
با این تفاوت ک اینجا جون نمیکنی و هر لحظشو زنده ای
جمعه یک سره زیر گوشت میخونه ک چیزی بنویس
خودکارت رو بگیر
ی تیکه کاغذ اون کناره
ازش بنویس
بنویس
ولی دیگه خستم
دلم تاب نوشتن رو نداره
نوشتهای گذشتمون رو میخونم
یادم میره نبودنت
راستی
تولدت مبارک




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 مرداد 1396 :: نویسنده : elaref *
با امروز شده 29 روز
نمیدونم چطور اینقدر کمه
تا همین الان الان ک میخاستم بشمورم فکر میکردم یکی دو ماهی شده باشه
اخه خیلی سخت گذشت
روزای اول ک اصلا نمیگذشت
همش ب این فکر میکردم ی جوری پیدات کنم باهات حرف بزنم
ولی تو راهتو انتخاب کرده بودی
منم چاره ای جز قبول کردنش ندارم
شبای اول خوابم نمیبرد شبا خیلی درد داشتن
باز روزارو ی کاریش میکردم
بهم دست میزدن یا ی تو میگفتن پاچه میگرفتم
خیلی سعی کردم ک گریه نکنم و همه چیو قبول کنم ولی شبا
اخ ک این شب چ ب روز ادم میاره
خیلی دلم خواست ک دست ب قلم شم چیزی بنویسم
بگم ک برام مهم نیست و از اول زندگی رو شرو میکنم ولی نشد
یعنی نتونستم
دلم نمیخواست با نوشتهام ی عمر خاطره خوش رو از بین ببرم
برعکس وبلاگ قبلیم اینجا احساس ارامش میکنم وقتی پستاتو میخونم ...
ولش کن 
خیلی دلم میخواد ک الان خوش بخت باشی و زندگیتون خوب باشه
کلی حرف تو دلمه ولی خب چ فایده
بیخیال
خداحافظ




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 26 تیر 1396 :: نویسنده : elaref *
ی جاهایی هست ک خیلی توش خاطرست ی جاهایی هست ک از کنارش ک رد میشی یاد خیلی از خاطراتت میوفتی این جاها خیلی عذاب اورن
اره این شد سرانجام چهار سال زندگی 
اخر همه چی اخر زندگی
ولی چ مسکنی بهتر از جاده و سیگارت و اهنگایی ک فرستادی
خوش بخت شین




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 28 خرداد 1396 :: نویسنده : elaref *
یادش بخیر
ساعت 20:20 ❤
وقتی ازم دلخوری و میگم بگو دوســــم داری...!! ❤
خودت این اسکرین شاتُ برام فرستاده بودی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 27 خرداد 1396 :: نویسنده : elaref *
تو را می‌خواهم 
برای پنجاه سالگى
شصت سالگی
هفتاد سالگی
تو را می‌خواهم 
برای خانه‌ای که تنهاییم
تو را می‌خواهم برای چای عصرانه
تلفن‌هایی که می‌زنند و جواب نمی‌دهیم
تو را می‌خواهم برای تنهایی
تو را می‌خواهم وقتی باران است
برای راه‌پیمایى آهسته‌ی دوتایی
نیمکت‌های سراسر پارک‌های شهر
برای پنجره‌ی بسته
و وقتی سرما بیداد می‌کند
تو را می‌خواهم
برای پرسه زدن‌های شب عید
نشان كردن یك جفت ماهی قرمز
تو را می‌خواهم
برای صبح
برای ظهر
برای شب
برای همه‌ی عمر
❤❤❤❤❤❤




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 خرداد 1396 :: نویسنده : elaref *




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 14 خرداد 1396 :: نویسنده : elaref *




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 11 خرداد 1396 :: نویسنده : elaref *




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : elaref *




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 23 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : elaref *




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : elaref *




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 16 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : elaref *




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : elaref *




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :